یکم
حیات انسانی مشحون از فرصتها، زیباییها و خوبیهاست و همة اینها محصول خردورزی، دانشگرایی، اخلاقمحوری و زیبااندیشی انسانهایی است که دل در گرو تعالی جامعة بشری دارند. انبیا و اولیای الهی، اندیشمندان و دانشمندان بشری، مخترعان و متخصصان و همة انسانهایی که به نیکی زندگی کرده و میکنند، هریک سهمی در خلق سیمای جذاب زندگی داشتهاند و دارند.
با این وصف، گویی تهدیدها، زشتیها و بدیها نیز همزاد زندگی آدمی بودهاند و صفحة حیات را گاه به ورطههای هولناک و خطرناک سوق داده و زخمها و دردهایی بر تن و جان بشریت نشانده و زنگار و غبار بر سیمای روشن زندگی او افکندهاند. این زخمها و زنگارها، هم دلهای پاک انسانی را اندوهگین کردهاند و هم انسان را به فکر واداشتهاند که «آیا میتواند راهی برای رهایی از کژرویها، ناراستیها و تهدیدها بیابد؟» و «آیا درمانی برای تسکین آلام و دردهای برخاسته از رفتارهای نادرست همنوعان وجود دارد؟» این پرسشها باعث شده آدمی چارهجویی کند و در عین حال ندای حق را از فطرت الهی خود بشنود که:
گفت پیغمبر که یزدان مجید
از پی هر درد، درمان آفرید
(مولوی)
اینکه ریشة دردهای بشری ناشی از چیست، از حوصلة این مقاله خارج و از رسالت این نشریه بیرون است. اما به همین میزان بسنده میکنیم که افزون بر اخلاقگریزی، قانونستیزی و میل به فساد و تباهی، طمع و زیادهخواهی و... که سر منشأ بسیاری از دردهاست، عامل عمدة دیگری نیز قابل شناسایی است و آن «نارسایی» در ترسیم سیمای زیبای زندگی است. بامی که به خوبی پوشانده نشود، چکه میکند؛ دیواری که به درستی چیده نشود، فرو میریزد؛ خودرویی که از ترمز مناسبی برخوردار نباشد، در پیچ و خم هر جادهای، امکان سقوط و تصادف دارد و... و همة اینها میتوانند فاجعه بیافرینند.
از اینرو همة دردهای انسانی لزوماً ناشی از خلق و خویهای کژجویانه و کژتابانه نیستند. گاه ما با تکمیل نکردن کار و ایجاد نارسایی، امکان لازم را برای دردهای بزرگ فراهم میسازیم، بیآنکه بر محور فساد و تباهی چرخیده و نیتی سوء در دل پرورده باشیم.
پس ضروری است همگام با ایجاد هر فرصتی در زندگی، تهدیدهای احتمالی آن را بررسی کنیم و راههای مقابله با آن تهدید را سامان ببخشیم. در غیر این صورت هر تهدیدی میتواند فرصتها را به نابودی بکشاند؛ همانگونه که یک جرقة آتش میتواند خرمن و نیستانی را به خاکستر تبدیل کند.
یک شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم کار خویش شد
هر نیای شمع مزار خویش شد
(مولوی)
دوم
حکایت بانکها و بانکداری، بهویژه در سرزمین ما، متأثر از توصیف و تبیینی است که به اجمال اشاره شد. بانکها در این مرزوبوم با وجود قریب به 200 هزار نیرو، 20 هزار شعبه، 145 میلیون کارت الکترونیکی، 23 هزار خوپرداز (ATM)، یک میلیون و هشتصد هزار دستگاه کارتخوان (Pos)، دهها درگاه اینترنتی و راهاندازی مجاری گوناگون الکترونیکی و مجازی، سر منشأ بسیاری از خدماتاند و فهرستی بلند بالا از آسایش، رفاه، رشد و توسعه اقتصادی را به ارمغان آوردهاند و با نیکاندیشی و نیک رفتاری، موجبات رضایت میلیونها نفر از مشتریان خود را فراهم ساختهاند. با این وجود، نظام بانکداری ما، به دلایل مختلف از تهدیدهای متفاوت رنج میبرد و خستگی کار بر تن پرجنبوجوش آن باقی میماند و او را به فکر وادار میسازد که «برای رهایی از دردهای ناخواسته چه باید کرد؟» «برای حراست از زحمات و پاسداری از خوشنامی و خدمات، چه چارهای باید اندیشید؟» و «چگونه میتوان اعتماد مردم و مشتریان را در مواجهه با آسیبهایی چون تخلف، تقلب، پولشویی، اختلاس، هک و نفوذ همچنان حفظ کرد؟» و «چگونه میتوان بر همة خطاهای عمدی و سهوی انسانی در عرصه مبادلات پولی و مالی نظارت کرد؟» و «چگونه میتوان خام نشد و فریب خطاکاران را نخورد؟»
گرچه نظام بانکی به وجود درمانی برای دردها ایمان دارد و از اصلاح قوانین، تربیت نیروی انسانی کارآمد و ... غافل نخواهد ماند، اما نیکاندیشان نواندیش شبکه بانکی به مرور دریافتهاند که در عصر پیچیدگی سازمانها و شبکهها و روزگار تغییرات عمده در فعالیتها و فرایندهای کسبوکار و هنگامه افزایش تراکنشها و... صرف بهرهگیری از عامل انسانی و پایشهای سنتی، امکان مقابله با تهدیدها را فراهم نمیسازد و به این منظور درصدد است تا متناسب با عصر جدید:
1. از ابزار و تجهیزات الکترونیکی بهره جوید؛
2. فرایندهای نوینی را طراحی کند.
سوم
به نظر میرسد نظام بانکی با وجود کوشش زایدالوصف خود در این خصوص، در پیوند دو راهکار مزبور تاحدودی با «نارسایی» مواجه گشته است و همین «نارسایی» چهبسا همه حیات او را به مخاطره اندازد. نظام بانکی با آنکه سهم عظیمی از ابزارآلات و تجهیزات الکترونیکی را به خدمت گرفته و سرعت و شتاب ویژهای به خدمت رسانی خود بخشیده است و امکان استفاده مردم از خدمات بانکی را به صورت غیر حضوری و در طول ساعات شبانهروز فراهم ساخته، اما کمتر راههای مقابله با تهدیدات احتمالی را طراحی و ساماندهی کرده است. نظام بانکی همچنین در عرصة طراحی فرایندهای نوین، از عامل مهم تحقیق و توسعه (R & D) و بهرهگیری از دستاوردهای نوین بشری و بومی سازی آن، کم و بیش غفلت کرده است. ما در سالهای اخیر به جای اندیشیدن به فرایندهای نوین و طراحی سامانههای نظارتی IT محور، صرفاً در پی بهکارگیری ابزارهای جدید الکترونیکی بودهایم. اجازه دهید با جسارت عرض کنیم که پیشرفت و نوآوری در عصر حاضر، به وارد کردن تجهیزات نوین یا حتی تولید آنها بستگی ندارد؛ که دستیابی به این توفیق، در گرو طراحی فرایندهای هوشمندانهای است که بهخوبی، بهدست کارکنان و مدیران، مدیریت شوند و امکان پایش همة بخشها را در هر زمان و مکان فراهم سازند.
شبکه بانکی برای مقابله با تهدیدها و دفاع از زحمتها و خدمات خود و همچنین سرافرازی در عصر اقتصاد دیجیتال، ناچار است سازمان خود را بر پایة مدل فرایندهای نوین و هوش مصنوعی، کشف و سازماندهی کند. همة ما باید اندیشههای خود را در زمینة ساختار اداری و شیوة مقابله با تهدیدها، بی هیچ ملاحظهای با سؤالهای صریح، جدی و سنگین مواجه کنیم و در صورت لزوم فرایندهای عصر سنت و صنعت را وانهیم و جانشینهای کاملاً تازهای با استفاده از ابزار و تجهیزات الکترونیکی برای آنها بیافرینیم. بسیاری از اوقات، فرایندها و نظارتهای سنتی نه تنها قابل بازسازی نیستند و کمکی به حل مشکلات عصر فناوری اطلاعات نمیکنند، که هزینههای گزافی را نیز روی دست ما میگذارند.
چهارم
امروزه اصول «آدام اسمیت» در عرصة اقتصاد و «امیل دورکیم» در عرصه اجتماع، بر گرد محور «تقسیم کار» که پایه ایجاد و سازماندهی سازمانها و شرکتها بود، دیگر کارساز نیست. تقسیم کار آدام اسمیتی و فرایندهای مبتنی بر آن، مخصوص عصری بود که جهان و به تبع آن سازمانها، همچون جزایری پراکنده جلوه میکرد؛ اما اکنون عصر جهان پیچیده و درهم تنیده و اقتصاد شبکهای است. در روزگار دگرگون شده ما، تنها فرایندهای شبکهای و مبتنی برفناوری، چارهسازند. بپذیریم که نظارت خطی و فردی نمیتواند با انبوه تهدیدات، تخلفات و تقلبات انسانی و حجم زیاد حملات سایبری مقابله کند.
شایسته است نظام بانکی از مصیبتها و گرفتاریهای صنعت خودرو و مشکلات جادهای درس بگیرد. شاهد بودید که در سالهای اخیر یکباره با رشد سرسامآور تقاضای خودرو مواجه شدیم. قبل از اینکه جادهها را متناسب با آن بسازیم، خودرو تولید کردیم؛ در عین حال سامانه امنیتی آن را (اعم از ترمز، بدنه و...) بهروز نکردیم و در عوض تلفات دهها هزار نفری را به تماشا نشستیم و خسارت عظیمی را بر جامعه تحمیل کردیم. اکنون بعد از سالها تلفات سنگین مادی و انسانی، به یاد آوردهایم که جاده را کمکم استاندارد کنیم و ترمز ABS و سایر اقدامات امنیتی را در صنعت خودرو مد نظر قرار دهیم. آیا بهتر نیست از این تجربه تلخ پند بگیریم؟ باور کنیم که طراحی فرایندهای نوین بانکی (اعم از سامانههای هوشمند ارائه خدمات و سامانههای نظارتی برای مقابله با تهدیدات) حکم استانداردسازی جادههای بین شهری و طراحی سامانه امنیتی خودرو را دارد و برای حضور کارا و مناسب ابزار و تجهیزات الکترونیکی ـ که نقش خودرو را دارند ـ ضروریاند. از اینرو نباید به صرف تجهیزات الکترونیکی دل خوش کنیم، که باید برای ساختن بانکداری نوین علاوه بر مصالح (تجهیزات الکترونیکی) به ملات و معماری (استانداردسازی و طراحی فرایند) نیز توجه داشته باشیم.
پنجم
حتماً همگان باور داریم که علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و پیشگیری بهتر از درمان است. با آنکه بهقول مولانا در پی هر درد، درمانی نیز وجود دارد، ولی هزینه پیشگیری کمتر از یک دهم درمان است. از اینرو و به باور ما آنانی که درصدد خلق فرایندهای نوین، راهاندازی سامانههای جدیدی چون بانک جامع اطلاعات مشتریان، سامانه اعتبارسنجی، سامانه مدیریت امنیت اطلاعات، بانکداری یکپارچه و... هستند، در حال خشکاندن ریشههای فساد و تبانی، هک و نفوذ، اختلاس و ارتشا، پولشویی، تقلب و تخلف هستند و همة مدیران و کارشناسانی که به این مهم توجه دارند و از آن حمایت میکنند، نیز از پرچمداران مقابله با آسیبها و تهدیدات به شمار میآیند و همة آنانی که درصدد بهکارگیری این خدمات برمیآیند، در واقع خود را به ابزاری مسلح میکنند که امکان نظارت شبکهای را برای نظام بانکی فراهم میسازند و با پایش همة فعل و انفعالات، هشدارها را بهسرعت اخذ و راههای نفوذ فساد را سد میکنند.
آری همة آنانی که دل در گرو سرافرازی این مرزوبوم دارند و به حقوق شهروندان احترام میگذارند و پاسدار زحمات طاقت فرسای 200 هزار شاغل شبکة بانکی کشورند و از خوشنامی و نیک اندیشی و نیک رفتاری مدیران و کارکنان حراست میکنند، و به رشد و پویایی اقتصادی کشور میاندیشند، درصددند تا فناوری را به استخدام بانکداری در آورند. اینان آگاهانه به افزایش بهرهوری ملی یاری میرسانند و مانع از هزینههای سرسامآور ملی میشوند. ما نیز به سهم خود کوشیدهایم به این مهم بپردازیم و در این شماره از نشریه با استفاده از دیدگاهها و مقالات مدیران و کارشناسان پرتوی به این موضوع بیفکنیم.
* رئیس مرکز فابا
** مدیرعامل مرکز فابا |